تبلیغات
***زنگ فارسی ما***

وعده ی دیدار

***زنگ فارسی ما***

تنها 12 روز باقی است...



گؤزلیم عاشیقینی سالما نظردن
حسرتیندن اولورم گل بیزه هردن
سنه چوخدان وورولوب بو دلی کونلوم
نئیله ییم کی خبرین یوخدو خبردن

گل منه ناز ائله مه آی دلی جئیران
او قارا گؤزلرینه اولموشام حیران

بیر دونوب باخماق ایله جانیمی آلدین
منی مجنون ائلییب چوللره سالدین
من ایناندیم سنه اؤز کونلومی وئردیم
منی آتیب گئدیب اغیار ایله قالدین

سن گزیرسن گؤزلیم غیرایله من سیز
یوخو گئتمز گؤزومه بیر گئجه سن سیز
اؤزون بیر یاخشی دوشون ، سئوگیلی دیلبر
هانسی بولبول یاشایار باغ و چمن سیز ؟؟؟

"علی آقا واحد"


نام شعر : کشتی مرا...                    شاعر : دکترمحمد سیاسی                 نوع شعر : غزل


گفتمش کـُشتی مرا بر گردنت خون من است
گفت از جان بگذرد آن کس که مفتون من است

گفتمش با بوسه ای کردی ز خود بیخود مرا
گفت این خاصیّت لبهای میگون من است

گفتمش عشق تو عالمگیر کرد افسانه ام
گفت این افسانه سازی ها ز افسون من است

گفتمش من واله و شیدا و مجنون توام
گفت شهری واله و شیدا و مجنون من است

گفتم ای گل رسم و قانون نکویان چیست؟ گفت
بی وفایی رسم من،بیداد قانون من است

گفتمش چون طبع من قد تو موزون است ٬ گفت
طبع  موزون  تو هم  از  قد  موزون  من  است


نام شعر : ناگهان...                       شاعر : فاضل نظری                نوع شعر : غزل


ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم تویی
ماه پشت ابر پنهان شد، گمان کردم تویی

ردّ پایی تازه از پشت صنوبرها گذشت...
چشم آهوها هراسان شد، گمان کردم تویی

ای نسیم بی قرار روزهای عاشقی
هر کجا زلفی پریشان شد، گمان کردم تویی

سایه ی زلف کسی چون ابر بر دوزخ گذشت
آتشی دیگر گلستان شد، گمان کردم تویی

باد پیراهن کشید از دست گل ها ناگهان
عطر نیلوفر فراوان شد، گمان کردم تویی

چون گلی در باغ، پیراهن دریدم در غمت
غنچه ای سر در گریبان شد، گمان کردم تویی

کشته ای در پای خود دیدی یقین کردی منم
سایه ای بر خاک مهمان شد، گمان کردم تویی


زندگی‌نامه

محمدعلی اسلامی ندوشن در سال ۱۳۰۴ در ندوشن یزد، در خانواده‌ای با بضاعت متوسط به دنیا آمد. پدرش خیلی زود درگذشت و او ناگزیر، روی پای خویش ایستاد. تحصیلات ابتدایی را نخست در مدرسه «ناصرخسرو» ندوشن، و سپس در مدرسه «خان» یزد پی‌گرفت. بعد از آن به دبستان «دینیاری» رفت و تا کلاس سوم متوسطه را در دبیرستان «ایرانشهر» یزد گذراند. در سال ۱۳۲۳ به تهران عزیمت کرد؛ ابتدا بقیه دوره متوسطه را در دبیرستان البرز به پایان رساند و آنگاه برای ادامه تحصیل وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد و به دریافت لیسانس نائل آمد. وی شعر سرایی را از حدود ۱۲ سالگی آغاز کرد و پس از ورود به تهران نیز، در دوران دبیرستان، حرفه‌ای‌تر شعر می‌سرود. او در این زمان، بعضی از قطعات شعری خود را در مجله سخن منتشر کرد.

سفر به اروپا

وی در دههٔ سوم زندگی‌اش، به منظور تکمیل تحصیلات به اروپا عزیمت نمود. مدت ۵ سال در فرانسه و انگلستان به تحصیل و کسب دانش پرداخت و سرانجام با دفاع از پایان‌نامهٔ خود با عنوان «کشور هند و کامنولث» به دریافت درجهٔ دکتری حقوق بین‌الملل، از دانشکده حقوق دانشگاه سوربن پاریس توفیق یافت. فعالیت‌های اسلامی ندوشن در دوران تحصیل در اروپا، بیشتر آشنایی با زبان فرانسه و شرکت در سخنرانی‌های دانشگاه سوربن بود و به جز چند داستان کوتاه و چند قطعه شعر و پایان نامه دکتری‌اش، چیز دیگری ننوشت.

بازگشت به ایران

محمدعلی اسلامی ندوشن در سال ۱۳۳۴ به ایران بازگشت و چند سالی در سمت قاضی دادگستری مشغول به خدمت شد. وی پس از ترک خدمت در دادگستری، به تدریس حقوق و ادبیات در برخی دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌های عالی از جمله: دانشگاه ملی، مدرسه عالی ادبیات، مدرسه عالی بازرگانی و مؤسسه علوم بانکی پرداخت. در سال ۱۳۴۸ به دعوت پروفسور فضل الله رضا (رئیس وقت دانشگاه تهران) به همکاری با دانشگاه تهران دعوت شد و براساس تألیفاتی که در زمینه ادبیات انتشار داده بود، جزو هیئت علمی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران قرار گرفت و تدریس دروس «نقد ادبی و سخن سنجی»، «ادبیات تطبیقی»، «فردوسی و شاهنامه»، «شاهکارهای ادبیات جهان» را در دانشکده ادبیات، و تدریس «تاریخ تمدن و فرهنگ ایران» را در دانشکده حقوق برعهده گرفت و تا سال ۱۳۵۹ که به انتخاب خود از دانشگاه تهران بازنشسته شد، بدین مهم اشتغال داشت. وی اکنون در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و در مقطع دکتری ادبیات، به تدریس «مکتب‌های ادبی جهان» می‌پردازد.

محمدعلی اسلامی ندوشن، در شمار شاعران توانا و نویسندگان برجستهٔ ایرانی است. وی به رغم توانایی‌های شعری‌اش، از زبان شعر کمتر استفاده کرده، و بیشتر به تألیف آثار انتقادی و تحلیلی پرداخته‌است؛ اما آنچه از سروده‌های وی چاپ شده و در دسترس قرار گرفته‌است، نمودار ذوق سرشار و قریحهٔ تابناک او در شاعری می‌باشد.

وی بیشتر اوقات خود را صرف در تحقیق آثار علمی و ادبی ایران و ترجمه آثار نویسندگان جهان کرده‌است. مقالات متعددی از وی در مجلات «پیام نو»، «مجله سخن»، «یغما»، «راهنمای کتاب» و «نگین» چاپ شده‌است. در یکی از همین مقالات به انتقاد از نظام آموزشی دانشگاه‌ها بعد از سال ۱۳۴۷ پرداخت.

محمدعلی اسلامی ندوشن، برخی از آثار خود را با امضای مستعار «م. دیده‌ور» چاپ و منتشر ساخته‌است. کتاب «ابر زمانه و ابر زلف» وی در سال ۱۳۴۲ به عنوان کتاب برگزیده سال از سوی انجمن کتاب انتخاب شد.

  • دکتر اسلامی ندوشن در مدت ۵۰ سال بیش از ۴۵ کتاب و صدها مقاله در باب فرهنگ و تاریخ ایران و ادبیات فارسی به رشتهٔ تحریر درآورده‌است.
  • تأسیس فرهنگ‌سرای فردوسی و انتشار فصل‌نامهٔ هستی از اقدامات او در زمینهٔ اعتلای فرهنگ و ادب فارسی می‌باشد.
  • دکتر شیرین بیانی استاد تاریخ دانشگاه تهران و نویسنده چندین کتاب تاریخی، همسر اوست.

نمونهٔ اشعار

تو را بینم که چون یک خرمن صبح

به بالا می‌روی آرام و آرام

من اینجا دیر ماندم، دور ماندم

به زنجیر امید ناسرانجام

 

نمونهٔ متن

من در قعر ضمیر خود احساسی دارم و آن این که رسالت ایران به پایان نرسیده است و شکوه و خرمی او به او باز خواهد گشت. من یقین دارم که ایران میتواند قد راست کند و آنگونه که درخور فرهنگ تمدن و سالخوردگی اوست نکته های بسیاری به جهان بیاموزد.

کتاب شناسی

   ماجرای پایان‌ناپذیر حافظ

  • چهار سخنگوی وجدان ایران
  • تأمّل در حافظ
  • زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه
  • داستان داستان‌ها
  • سرو سایه فکن
  • ایران و جهان از نگاه شاهنامه
  • نامه نامور
  • ایران را از یاد نبریم
  • به دنبال سایه همای
  • ذکر مناقب حقوق بشر در جهان سوم
  • سخن‌ها را بشنویم
  • ایران و تنهائیش
  • ایران چه حرفی برای گفتن دارد؟
  • مرزهای ناپیدا
  • شور زندگی (ون گوگ)
  • روزها (سرگذشت - در سه جلد)
  • پنجره‌های بسته
  • ابر زمانه و ابر زلف
  • افسانه افسون
  • دیدن دگرآموز، شنیدن دگرآموز (گزیدهٔ شعرهای اقبال لاهوری)
  • جام جهان بین
  • آواها و ایماها
  • ناردانه‌ها
  • گفته‌ها و ناگفته‌ها
  • صفیر سیمرغ
  • آزادی مجسمه
  • در کشور شوراها
  • کارنامه سفر چین
  • پیروزی آیندهٔ دموکراسی
  • ملال پاریس و گلهای بدی (گزیده‌ای از شعر و نثر شارل بودلر، شاعر فرانسوی قرن نوردهم)
  • بهترین اشعار لانگ فلو
  • آنتونیوس و کلئوپاترا
  • صفحه‌ای از تاریخ ایران و یونان در بستر باستان
  • نوشته‌های بی سرنوشت
  • یگانگی در چندگانگی
  • فرهنگ و شبه فرهنگ
  • هشدار روزگار
  • کارنامهٔ چهل ساله
  • باغ سبز عشق


پس از غیبتی طولانی دوباره آمدیم با یک طبق پر از گل یاس خدمت شما دوستان وفادار .  

امیدوارم در این روزهای گرم  طاعات وعبادات شما مورد قبول درگاه ایزدی واقع شود مارا نیزاز دعای خیرتان فراموش نکنید.


م شعر : خاموشانه                         شاعر : سیاوش کسرایی             نوع شعر : نو


من چون صدف تنها

با قطره های روشن باران

پیوسته می آمیختم پندار مروارید بودن را

غافل که خاموشانه می خشکید

در پشت دیوار دلم دریا