تبلیغات
***زنگ فارسی ما*** - مطالب معرفی یک شاعر
 
به نظر شما وبلاگ***زنگ فارسی ما*** چه امتیازی می گیرد؟





تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :








Powered by WebGozar


 
 
نویسنده : مهدی شرقیان
تاریخ : پنجشنبه 5 مرداد 1391
نظرات

فاضل نظری

 

فاضل نظری در سال 1358 در شهر خمین واقع در استان مرکزی متولد شد. تحصیلات اولیه خود را در شهر خوانسار گذرانده است. او دارای مدرک كارشناسی ارشد در رشته مدیریت صنعتی است و تا به حال علاوه بر چندین مجموعه شعری که منتشر کرده ، مسئولیت هایی هم در حوزه شعر فارسی داشته است. مشاور علمی جشنواره بین المللی شعر فجر شاید مهمترین این مسئولیت ها باشد.او هم اکنون رئیس حوزه هنری استان تهران می باشد. تا کنون از این شاعر جوان اما با تجربه کشورمان سه مجموعه شعر « اقلیت » ، « گریه های امپراطور » و « آن ها » توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده که هر کدام از این مجموعه ها به دلیل استقبال چندین بار تجدید چاپ شده اند.

مجموعه های شعری او توسط سوره مهر در یک بسته بندی مجزا تحت عنوان « سه گانه شعری فاضل نظری » ارائه شده است. نظری علاوه بر ریاست حوزه هنری استان تهران ، عضو شورای عالی شعر مركز موسیقی و سرود نیز هست و در دانشگاه نیز تدریس می كند.آخرین اثر وی گزیده اشعار به همراه شانزده شعر جدید و مقدمه ای در باره غزل به قلم اوست که در انتشارات مروارید منتشر شده است.


نویسنده : مهدی شرقیان
تاریخ : پنجشنبه 8 تیر 1391
نظرات
نام شعر : ... هنوز                         شاعر : امیرخسرو دهلوی      نوع شعر : غزل

دل ز تــن بــردی و در جــانـی هـنــوز

دردهـا دادی و درمــانــی هـنــوز

آشــکـارا ســیـنـه ام بــشــکـافــتــی

همچـنان در سینه پـنهانی هنوز

مـلـک دل کـردی خـراب از تـیـغ کـیـن

واندر این ویرانه سـلـطـانی هنوز

هر دو عـالـم قـیمـت خـود گـفـتـه ای

نـرخ بـالـا کـن کـه ارزانـی هـنـوز

خــون کــس یـارب نــگــیـرد دامــنــت

گر چه در خون ناپشیمانی هنوز

جــور کـردی ســالـهـا چــون کـافــران

بـهر رحـمـت نامسـلـمـانی هنوز

مـا ز گـریـه چـون نـمـک بـگـداخـتـیـم

تـو بـه خـنده شکرسـتـانی هنوز

جــان ز بــنــد کــالــبــد آزاد گــشــت

دل بـه گیسـوی تـو زندانی هنوز

پیری و شاهد پرستی ناخوش است

«خـسروا»، تـا کی پـریشانی هنوز


اشاره : ابوالحسن امیر خسرو دهلوی شاعر و عارف نامدار پارسی زبان هندوستان در سال           632 - 651 هجری - در دهلی ولادت یافت .وی دوران کودکی و نوجوانی را با فراگرفتن زبان و ادب فارسی در دهلی گذراند و پس از چندی در حلقه ارادت شیخ نظام‌الدین اولیا درآمد، او در غزل از سعدی پیروی نموده و از الفاظ و معانی شاعران متصوف ایرانی سود می‌جست.
امیرخسرو به نظامی گنجوی اعتقادی تام داشت و به تقلید او خمسه‌ای ساخته‌است:

  • مطلع‌الانوار: بر وزن و شیوه مخزن‌الأسرار
  • خسرو و شیرین
  • مجنون و لیلی
  • آیینه اسکندری: بر وزن و شیوه اسکندرنامه
  • هشت بهشت: به تقلید از هفت پیکر

    او در اشعارش نظامی را به عنوان استادی مسلط به فن ستوده است:

    نظامی که استاد این فن وی است

    در این بزمگه شمع روشن وی است

    ز ویرانه گنجه شد گنج سنج

    رسانید گنج سخن را به پنج

    چو خسرو به آن پنج هم‌پنجه شد

    وز آن بازوی فکرتش رنجه شد


  • نویسنده : مهدی شرقیان
    تاریخ : چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391
    نظرات

    پرونده:Omar Khayam.jpg

    تصویری خیالی از حکیم خیام

    غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خیام نیشابوری (زادهٔ ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ خورشیدی در نیشابور - درگذشته ۱۲ آذر ۵۱۰ خورشیدی در نیشابور)که خیامی و خیام نیشابوری و خیامی النیسابوری هم نامیده شده‌است، فیلسوف، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و رباعی سرای ایرانی در دورهٔ سلجوقی است. گرچه پایگاه علمی خیام برتر از جایگاه ادبی او است و لقبش «حجةالحق» بوده‌است؛ولی آوازهٔ وی بیشتر به واسطهٔ نگارش رباعیاتش است که شهرت جهانی دارد. افزون بر آن‌که رباعیات خیام را به اغلب زبان‌های زنده ترجمه نموده‌اند، ادوارد فیتزجرالد  رباعیات او را به زبان انگلیسی ترجمه کرده‌است که مایهٔ شهرت بیشتر وی در مغرب‌زمین گردیده‌است.

    یکی از برجسته‌ترین کارهای وی را می‌توان اصلاح گاهشماری ایران در زمان وزارت خواجه نظام‌الملک، که در دورهٔ سلطنت ملک‌شاه سلجوقی (۴۲۶ - ۴۹۰ هجری قمری) بود، دانست. وی در ریاضیات، علوم ادبی، دینی و تاریخی استاد بود. نقش خیام در حل معادلات درجه سوم و مطالعات‌اش دربارهٔ اصل پنجم اقلیدس نام او را به عنوان ریاضی‌دانی برجسته در تاریخ علم ثبت کرده‌است. ابداع نظریه‌ای دربارهٔ نسبت‌های هم‌ارز با نظریهٔ اقلیدس نیز از مهم‌ترین کارهای اوست.

    شماری از تذکره‌نویسان، خیام را شاگرد ابن سینا و شماری نیز وی را شاگرد امام موفق نیشابوری خوانده‌اند. صحت این فرضیه که خیام شاگرد ابن سینا بوده‌است، بسیار بعید می‌نماید، زیرا از لحاظ زمانی با هم تفاوت زیادی داشته‌اند. خیام در جایی ابن سینا را استاد خود می‌داند اما این استادی ابن سینا، جنبهٔ معنوی دارد.

    شرایط دوران خیام

    در زمان خیام فرقه‌های مختلف سنی و شیعه، اشعری و معتزلی سرگرم بحث‌ها و مجادلات اصولی و کلامی بودند. فیلسوفان پیوسته توسط قشرهای مختلف به کفر متهم می‌شدند. تعصب، بر فضای جامعه چنگ انداخته بود و کسی جرئت ابراز نظریات خود را نداشت - حتی امام محمد غزالی نیز از اتهام کفر در امان نماند. اگر به سیاست‌نامهٔ خواجه نظام‌الملک بنگریم، این اوضاع کاملاً بر ما روشن خواهد بود. در آن جا، خواجه نظام همهٔ معتقدان به مذهبی خلاف مذهب خود را به شدت می‌کوبد و همه را منحرف از راه حق و ملعون می‌داند. از نظر سیاست نیز وقایع مهمی در عصر خیام رخ داد:

    1.سقوط دولت آل بویه
    2.قیام دولتِ سلجوقی
    3.جنگ‌های صلیبی
    4.ظهور باطنیان
    در اوایل دوران زندگی خیام، ابن سینا و ابوریحان بیرونی به اواخر عمر خود رسیده بودند. نظامی عروضی سمرقندی او را «حجة الحق» و ابوالفضل بیهقی «امام عصر خود» لقب داده‌اند. از خیام به عنوان جانشین ابن‌سینا و استاد بی‌بدیلِ فلسفه طبیعی (مادی) ریاضیات، منطق و متافیزیک یاد می‌کنند.

    القاب

    حکیم حجة الحق، خواجه، امام، الفیلسوف حجة الحق، خواجه امام، حکیم جهان و فیلسوف گیتی، الشیخ الامام، الشیخ الاجل حجة الحق، علامهٔ خواجه، قدوهٔ الفضل، سلطان العلماء، ملک الحکماء، امام خراسان، من اعیان المنجّمین، الحکیم الفاضل الاوحد، خواجهٔ حکیم، الحکیم الفاضل، نادرهٔ فلک، تالی ابن سینا، حکیم عارف به جمیع انواع حکمت به ویژه ریاضی، مسلط بر تمامی اجزای حکمت و ریاضیات و معقولات، در اکثر علوم خاصه در نجوم سرآمد زمان، فیلسوف الوقت، سیدالمحقّقین، ملک الحکماء، الادیب الاریب الخطیر، الفلکی الکبیر، حجة الحق والیقین، نصیرالحکمة و الدین، فیلسوف العالمین، نصرة الدّین، الحیر الهمام، سیّدالحکماءالمشرق و المغرب، السیّدالاجل، فیلسوف العالم، به طور قطع در حکمت و نجوم بی‌همتا، علامهٔ دوران، بر دانش یونان مسلط و غیره.

    پرونده:Khayam.jpg

    آرامگاه حکیم عمر خیام

    دستاوردهای خیام

    ریاضی: س. ا. کانسوا گفته: «در تاریخ ریاضی سده‌های ۱۱ و ۱۲ و شاید هم بتوان گفت در تمام سده‌های میانه حکیم عمر خیام متولد نیشابور خراسان نقش عمده‌ای داشته‌است.»

    موسیقی : خیام به تحلیل ریاضی موسیقی نیز پرداخته‌است و در القول علی اجناس التی بالاربعاء مسالهٔ تقسیم یک چهارم را به سه فاصله مربوط به مایه‌های بی‌نیم‌پرده، با نیم‌پردهٔ بالارونده، و یک چهارم پرده را شرح می‌دهد.

    ادبیات : خیام زندگی‌اش را به عنوان ریاضیدان و فیلسوفی شهیر سپری کرد، در حالی‌که معاصرانش از رباعیاتی که امروز مایه شهرت و افتخار او هستند بی‌خبر بودند.معاصران خیام نظیر نظامی عروضی یا ابوالحسن بیهقی از شاعری خیام یادی نکرده‌اند.صادق هدایت در این باره می‌گوید:

    گویا ترانه‌های خیام در زمان حیاتش به واسطهٔ تعصب مردم مخفی بوده و تدوین نشده و تنها بین یکدسته از دوستان همرنگ و صمیمی او شهرت داشته یا در حاشیهٔ جنگ‌ها و کتب اشخاص باذوق بطور قلم‌انداز چند رباعی از او ضبط شده، و پس از مرگش منتشر گردیده است.

    نامگذاری به نام خیام
    یکی از حفره‌های ماه به افتخار خیام «عمر خیام» نامیده شده‌است.
    سیارکی در سال ۱۹۸۰ به نام وی نامگذاری شد
    در تونس هتلی به نام خیام ساخته شده‌است.
    خیابان خیام در شهر تهران واقع در منطقه ۱۲ شهرداری تهران به نام عمر خیام نام‌گذاری شده‌است.


    نویسنده : مهدی شرقیان
    تاریخ : جمعه 1 اردیبهشت 1391
    نظرات

     

    اول اردیبهشت ماه در تقویم ملی ایرانیان همزمان با سالروز تولد شیخ اجل سعدی شیرازی كه فرهنگوران او را به‌عنوان استاد سخن می‌شناسند،یادروز سعدی نام گرفته است.

    افزون بریك دهه‌است كه با مشاركت نهادها و ارگان‌های فرهنگی فارس، سعدی پژوهان و سعدی شناسان هر سال با اجتماع بر تربت استاد سخن سعدی شیرازی با نكوداشت یاداین پیام آور انسانیت به تبیین آرا و اندیشه‌های شیخ اجل می‌پردازند.

    بیوگرافی سعدی شیرازی|زنگ فارسی ما

    برای آنكه بدانیم سعدی كیست؟ جایگاه این شاعر گرانمایه در شعر و ادبیات پارسی كجاست و پرداختن به اندیشه‌های استاد سخن تا چه میزان به عنوان یك نیاز امروزی محسوس است مروری كوتاه بر آنچه درباره افكار و آرا این شاعر گرانمایه بیان شده است می‌كنیم.

    بسیاری از دانشوران و سعدی شناسان توجه به آثار واخلاق سعدی و الهام‌گرفتن از شخصیت برجسته‌استادسخن را لازمه و ضرورت زندگی امروزی می‌دانندو معتقدند:

    توجه به آثار و اندیشه‌های شیخ اجل موجب بازشناسی فرهنگ غنی‌ایرانی می‌شود.

    یاد روز سعدی

    استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز در این‌باره گفت:جامعه ایرانی باید به این موضوع بیندیشد كه‌چگونه گذشته افتخارآمیز هنر، فرهنگ و ادبیات ایرانی را پاس دارد و محفوظ نگاه دارد.

    دكتر كاووس حسن لی، گستره تاثیر فرهنگی و ادبی سعدی را جهانی دانست و افزود:این گستره حتی سیاستمداران ایران و جهان را نیز در برمی‌گیرد ازاین رو برگزاری برنامه‌هایی چون یاد روز شاعران پارسی‌گو می‌تواند گامی مهم در جهت تبیین اندیشه سعدی، حافظ و سایر شاعران بزرگ قلمداد گردد كه باید از آن بهره كافی برد.

    دكتر منصور رستگار فسایی پژوهشگر ، سعدی شناس و استاد دانشگاه نیز سعدی را شاعری با ابعاد جهانی و بین‌المللی توصیف كرد و گفت:سعدی دركنار ابعاد مختلف شخصیتی شاعری گرانمایه است و معنای زندگی ایرانی را درابعاد بیرونی و درونی می‌توان از شخصیت سعدی الهام گرفت.

    استاد و پژوهشگر دانشگاه شیراز افزود: یكی از ابعاد شخصیت سعدی توجه به درون و توجه به دل است كه این بعد در روحیه ایرانی نهفته است و مورد توجه قرارداد.

    یاد روز سعدی

    وی گفت: همچنین توجه به اخلاق و فرزانگی نیز مورد تاكید سعدی بوده است كه این بعد نیز در بین ایرانیان جایگاه متعالی دارداز این رو اصحاب فرهنگ ایرانیان را به بعد اخلاق شهره می‌دانند.

    رستگارافزود:نقطه‌اشتراك بین شخصیت شاعران بزرگ داشت روح ایرانی و فرهنگ ایران است و تلاش فرهنگوران ایرانی نیز باید همین باشد كه این روح را زنده نگهدارند.

    وی گفت: از این رو شخصیت هر شاعر ایرانی اول باید از بعد ایرانی بودن مورد بررسی قرار گیرد و سپس به سایر ابعاد شخصیتی آن شاعر پرداخت.

    دو كتاب پر مغز و ارزشمند سعدی بوستان و گلستان است ، گلستان و بوستان سعدی حاصل شناخت او از انسان است و این دو اثر گرایش انسانی دارد.

    اما آن چه سعدی در كتاب‌های خود جمع‌آوری كرده است حاصل 30 سال دنیا دیدن، تجربه زندگی همراه با تامل، شناخت از ماهیت انسان و بهره‌گیری از حكیمان و عارفان است.

    استاد سخن در مرحله‌ای از زندگی به سیر و سیاحت در بیشتر كشورهای اسلامی پرداخت، به بلخ و غزنه رفت، به گجرات در هندوستان سفر كرد و با تجربه برهمن‌های هند آشنا شد و در دهلی زبان هندی را فرا گرفت.

    در این دوران سعدی از طریق دریا به یمن و حبشه و سپس به كشورهای عربی رفت وپس اززیارت كعبه‌مدتی در شام به ویژه در دمشق،بعلبك لبنان‌و بیت‌المقدس ساكن شد.

    سعدی پس از سفرهای بسیار به شیراز بازگشت و تجارب خود را به نگارش در آورد این شاعر گرانمایه در سال 655 هجری زیباترین و لطیف‌ترین شعرهای خود یعنی بوستان را در ده باب سرود و در آن به مهم‌ترین مسایل اخلاقی و انسانی مانند عدل، احسان، عشق ، تواضع ، قناعت ، شكر و توبه پرداخت.

    سعدی همچنین در سال 656 اثر دیگر خود یعنی گلستان را به رشته تحریر در آورد كه آمیزه‌ای از نظم و نثر و مجموعه حكایاتی است كه سعدی موضوع آن را تجربه كرده یا ساخته ذهن او است.

    در كنار همه‌اوصافی كه برای سعدی به عنوان شاعر پر آوازه‌ی ایرانی، آورده اند بسیاری سعدی را به عنوان پیام آور انسانیت می‌شناسند.

    یاد روز سعدی

    سعدی سفیر انسانیت ، همبستگی و همزیستی است و برای گفت وگوی فرهنگ ها و تمدنها با اشعار زیبای خود زمینه‌سازی كرده است.

    ازاین رو استاد سخن در اشعار خود به عالم معنویت ، عرفان و فلسفه ورود كرده است و به بیان دردها و مشكلات بشریت و ارائه راه حل پرداخته است.

    تاثیر پذیری شاعران سرزمین‌های دیگر از شعر و ادبیات سعدی نیز موضوعی است كه در پژوهش‌های مختلف به آن پرداخته شده است.

    افراد اندیشمند و ادیبان بسیاری پیش از سعدی شیرازی ظهور كردند اما تاثیر سعدی در عرصه اخلاق و ادبیات ایران و جهان اسلام بیش از همه بوده است.

    شیخ اجل و دو كتاب گلستان و بوستان او در تار و پود اندیشه و فرهنگ ایرانیان رسوخ كرده است و با سپری شدن قرن‌ها از وفات وی همچنان به عنوان شخصیت تاثیرگذار بر شعر و ادبیات فارسی مطرح است.

    یاد روز سعدی

    از این رو سعدی نه تنها در شیراز و نه تنها در كشور خود بلكه در همه جهان نامی آشنا و شناخته شده است به طوری كه از میان بزرگان ادب، تنها شعر او است كه بر سردر مقر سازمان ملل در نیویورك نوشته شده است.

    در هر حال از سعدی باید به عنوان جان مایه فرهنگ ایرانی و حرمت قلم یاد كرد ، بی‌شك سعدی از پیشگامان عرصه‌ای است كه اینك پس از گذشت قرن ها روندگان بیشماری یافته است ، این شاعر گرانمایه نه یك شاعر كه جان‌مایه یك فرهنگ ، نه یك مصلح كه روح یك ملت و نه یك نویسنده كه خود حرمت قلم است و متن تاریخ فرهنگ این سرزمین را با نشان‌های بایسته خویش آذین بسته است.

    در طول قرن‌های گذشته در ایران و خارج از ایران كسانی كه زبان و ادب فارسی آموخته‌اند، همگی از بركت وجود سعدی و آثار گرانبهای وی چون گلستان بوده است و این ارزشها است كه پاسداشت نام و یاد سعدی را پیش از پیش ضروری ساخته است.

    امسال نیز چون سالهای گذشته از سوی مركز سعدی شناسی و نهادها و ارگانهای فرهنگی فارس اول اردیبهشت ماه یاد روز سعدی در شیراز پاس داشته  شد و علاوه بر گلباران آرامگاه استاد سخن نشست‌های علمی سعدی شناسی در شیراز برگزار ‌گردید.

    سعدی در تمامی آثار خود اول به مدح و ستایش پروردگار عالم می پردازد و این ستایش كاملا شفاف است و لازم به تعبیر و تفسیر نیست.

    این شاعر گرانقدر كشورمان در حد فاصل سالهای 691 تا 694 هجری قمری پس از عمری جهد و شوریدگی دنیا را بدرود گفت.

    منبع:

    تبیان فارس


    نویسنده : مهدی شرقیان
    تاریخ : پنجشنبه 10 فروردین 1391
    نظرات
    نام شعر : رفتی و دل ربودی...           شاعر : سیف فرغانی          نوع شعر : غزل

    رفتی و دل ربودی یک شهر مبتلا را

    تا کی کنیم بی تو صبری که نیست ما را

    بازآ که عاشقانت جامه سیاه کردند

    چون ناخن عروسان از هجر تو نگارا!

    ای اهل شهر ازین پس من ترک خانه گفتم

    کز ناله‌های زارم زحمت بود شما را

    از عشق خوب رویان من دست شسته بودم

    پایم به گل فرو شد در کوی تو قضا را

    از نیکوان عالم کس نیست همسر تو

    بر انبیای دیگر فضل است مصطفا را

    در دور خوبی تو بی‌قیمتند خوبان

    گل در رسید و لابد رونق بشد گیا را

    ای مدعی که کردی فرهاد را ملامت

    باری ببین و تن زن شیرین خوش لقا را

    تا مبتلا نگردی گر عاقلی مدد کن

    در کار عشق لیلی مجنون مبتلا را

    ای عشق بس که کردی با عقل تنگ خویی

    مسکین برفت و اینک بر تو گذاشت جا را

    مجروح هجرت ای جان مرهم ز وصل خواهد

    این است وجه درمان آن درد بی‌دوا را

    من بنده‌ام تو شاهی با من هر آنچه خواهی

    می‌کن، که بر رعیت حکم است پادشا را

    گر کرده‌ام گناهی در ملک چون تو شاهی

    حدم بزن ولیکن از حد مبر جفا را

    از دهشت رقیبت دور است «سیف «از تو

    در کویت ای توانگر سگ می‌گزد گدا را

    سعدی مگر چو من بود آنگه که این غزل گفت

    «مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا»


    اشاره:
    سیف فرغانی

    مولانا سیف‌الدّین ابوالمحامد محمد فرغانی از شاعران ایرانی قرن هفتم و هشتم هجری بود، وی اصلاًّ از فرغانه‌ی ماوراءالنهر بود که در دورهٔ سلطهٔ ایلخانان و مغولان در آسیای صغیر می‌زیست. سیف فرغانی نسبت به سعدی ارادت تمام داشت و او را استاد سخن می‌نامید و با آن استاد بزرگ نوشت و خواند داشته‌است.وی در حالی که نزدیک به هشتاد سال داشت در سال ۷۴۹ هجری و در یکی از خانقاه‌های آقسرا وفات یافت.


    نویسنده : مهدی شرقیان
    تاریخ : شنبه 23 مهر 1390
    نظرات

     

    عمادالدین حسنی برقعی ، معروف به« عماد خراسانی » شاعر مشهور خراسان در سال  ۱۳۰۰ و در مشهد به دنیا آمد و از دوازده سالگی سرودن شعر را آغاز کرد, در جوانی "شاهین" تخلص می کرد.

    سپس تخلص " عماد" را برگزید. او زندگی سراسر عاسقانهیی داشت و همین عشق و شوریدگی غزلهای او را بر سر زبانها انداخت. عماد یک بار در زندگیاش ازدواج کرد اما همسرش هشت ماه بعد درگذشت. او از سال ۱۳۳۱ در تهران ساکن شد و تا آخر عمرش تنها زندگی کرد. «مهدی اخوان ثالث» که یکی از دوستان صمیمی عماد بود در مقدمهیی بر کتاب «ورقی چند از دیوان عماد» شرح حال و زندگی کاملی از عماد را نوشته است که این کتاب تاکنون بارها با همان مقدمه تجدید چاپ شده است.
    پرویز خائفی یکی از غزلسرایان معاصر، عماد خراسانی را یکی از معتبرترین چهرههای غزل معاصر دانسته و گفت: در دورهیی که غزل در ادبیات ما شرایط خاصی داشت و به سکون و سرگردانی رسیده بود، «محمد حسین شهریار» ، «حسن رهی معیری» و «عماد خراسانی» هر کدام با زبان و بیان خاص خودشان در پی غزل اصیل و سنتی رفتند. در ضمن اینکه عماد با حفظ ساختار و استحکام شعر کهن، حالاتی را ارایه میدهد که قابل توجه است و درد جامعه امروز را میشناسد.
    خائفی درباره زندگی و شعر عماد گفت: نکته مهم در غزل عماد، تجلی دردها، ناراحتیها و سرخوردگیهایی است که او در زندگیاش با آنها روبرو بوده است. او اصالت غزل را حفظ میکرد و هیچ وقت از روی تفنن غزل نگفته است ، بلکه مفهوم غزل یعنی عشق و دوست داشتن را شناخته وبه کار میبرد. خائفی کار عماد را بالاتر از شهریار دانست و گفت: شهریار تراش خاص زبان فارسی را گاهی اوقات رعایت نمیکرد، ولی زبان عماد شفاف و تراش داده شده است.
    حسین منزوی نیز غزل عماد را غزلی بینابین دانسته و گفت: غزل عماد ضمن اینکه به ارزشهای کلاسیک پایبند است، از برخی فضاها و اصولهای تازه هم خالی نیست. غزل عماد عاشقانه است و کمتر از مضامین فلسفی و اجتماعی استفاده کرده است. منزوی گفت: غزل عماد، غزل و تغزل و حدیث نفس است. البته طبیعی است که در سن و سال پیری مانند همه به شکایت از دنیا و مسائل آن بپردازد، اما غزل او مانند غزل سایه و یا نیستانی نیست که علاوه بر طرح مضامین شخصی و عاطفی، به مشکلات اجتماعی و مسائل زمانه نیز بپردازد.


    عماد خراسانی شاعر معاصر ایرانی صبح سه شنبه 28بهمن پس از یک دوره بیماری در 82 سالگی در تهران درگذشت.


    نویسنده : عطا
    تاریخ : یکشنبه 26 تیر 1390
    نظرات

    اصفهانی

    ملیت: ایرانی   قرن: 12

    ادیب ماهر،و حكیم شاعر،از اطبّای معروف،و شعرای نامدار اصفهان است
    پدرانش كه عموماً از اطبّای معروف زمان خود بوده اند،از اردوباد آذربایجان به اصفهان منتقل شده،و شاعر در این شهر متولد گردیده،و هم در این شهر و ظاهراً نجف اشرف تحصیل نموده،و در فنون ادب و حكمت و ریاضی و منطق،مسلّم زمان خود بود،و از زمره ی شعرایی است كه در انجمن ادبی مشتاق شركت داشته،و در برگشت سبك ادبی حقّی مسلّم دارد.
    وی در زبان عربی و فارسی در نهایت استادی شعر می گفته،و ترجیع بند عرفانی او از شاهكارهای شعر فارسی است.
    دیوانش مكرّر به طبع رسیده،مثنوی شیرین و فرهاد دارد،و در اواخر عمر در كاشان ساكن شده،و در بین شعرا با آذر بیگدلی و صباحی كاشانی مأنوس و محشور بوده،و این سه شاعر عمری را به خوشی در كنار هم می گذرانیده اند. یك سال هر سه در اصفهان خدمت آذر،و سالی در كاشان منزل صباحی،و سومین سال در قم در منزل هاتف بوده اند.
    سرانجام آذر در 1195 در اصفهان،و صاحب عنوان در 1198 در قم،و صباحی در 1207 در كاشان وفات یافتند.

    (وف 1198 ق)، طبیب و شاعر. اصل وى از اردوباد آذربایجان بود و اجدادش در زمان سلاطین صفویه به اصفهان مهاجرت كردند و در آن شهر سكنى گزیدند. هاتف در اصفهان به دنیا آمد و در همان جا به كسب دانش پرداخت و ریاضى، حكمت، طب و علوم عربى را آموخت. او در طب و حكمت از محضر میرزا محمد نصیر طبیب اصفهانى، صاحب «مرآت الحقیقه»، بهره برد و به كمك و ارشاد و اشراف او، در این علوم تبحر یافت و از اطباى نامدار عهد كریم خان زند شد. در شاعرى نیز مشتاق را به عنوان استاد خود اختیار نمود. وى با انجمن مشتاق، كه محل تجمع طالبان تجدد در شعر بود، ارتباط پیدا كرد و در حلقه‏ى درس و بحث میرزا نصیر و مشتاق، با لطفعلى بیگ آذر و سلیمان صباحى بیدگلى كاشى، دوستى و رفاقت یافت. او مدتى ملازم و مورد توجه میر عبدالوهاب موسوى، حاكم اصفهان بود كه پس از عزل حاكم، در آنجا نماند و به همراه لطفعلى بیگ آذر به قم و پس از مدتى به كاشان رفتند و از مصاحبان صباحى شدند. بعضى از تذكره‏ها مى‏گویند كه این سه شاعر چندین بار به شهرهاى كاشان، اصفهان و قم سفر كرده‏اند. هاتف سرانجام در قم درگذشت و در همان جا به خاك سپرده شد. بعضى از تذكره‏ها فوتش را در كاشان و مدفنش را در قم مى‏دانند. هاتف در نظم عربى و فارسى ماهر بود و اشعار بسیارى در مدح ائمه اطهار (ع) و خصوصا حضرت على (ع) سروده است. وى در غزل شیوه‏ى سعدى و خواجوى كرمانى را، كه در آن عصر متروك بود، احیا كرد و در قصیده شیوه‏ى انورى و كمال‏الدین اصفهانى را دنبال مى‏كرد. ترجیع بند او كه ظاهراً بلندترین شعر دوره‏ى بازگشت است، به ترجیعات شیخ فخرالدین عراقى شبیه مى‏باشد. این ترجیع بند داراى پنج بند و در موضوع وحدت وجود است كه هاتف به واسطه‏ى آن مشهور و معتبر گردید. از آثارش: «دیوان» شعر، مشتمل بر قصاید، غزلیات، مقطعات، ترجیعات و رباعیات سید احمد هاتف اصفهانى شاعر معروف قرن دوازدهم هجرى (ف. 1198- ه.ق 1783- م.) كه به خاطر منظومه‏ى عرفانیش با مطلع زیر: «اى فداى تو هم دل و هم جان وى نثار رهت هم این و هم آن» و با ترجیع‏بند: «كه یكى هست و هیچ نیست جز او وحده لااله الا هو» شهرتى فراوان دارد. وى شاعر دوره‏ى افشاریان و زندیان است. خاندان او از قصبه‏ى اردوباد آذربایجان بودند ولى هاتف در اصفهان متولد شد و در آنجا و در قم و كاشان زندگى كرد. هاتف در عربیت توانا بود و به عربى شعر مى‏سرود. دیوان او مركب از قصاید و غزلیات و مقطعات و رباعیات است. در غزل از سعدى و حافظ پیروى نمود. وفاتش در قم مقارن تشكیل دولت قاجاریه است و پسرش سید محمد سخاب (ه.م) است
    اسمش سید احمد حكیم.از مشاهیر عرفای اصفهان است. دارای حكمت و طبابت نیز بوده و به اكثر كمالات موصوف،عمری را در كاشان گذرانیده و در قم سنه ی هزار و صد و نود و هشت وفات نمود. در فنّ شعر كسی با او قرین نبود
    با حاجی لطفعلی بیگ آذر و حاجی سلیمان صباحی معاصر و رفیق بوده.
    از اوست:
    خار بدرودن به مژگان،خاره بشكستن به دست
    سنگ خاییدن به دندان،كوه ببریدن به چنگ
    لعب با دنبال عقرب،بوسه بر دندان مار
    پنجه با چنگال ثعبان،غوص در كام نهنگ
    از سر پستان شیر شرزه دوشیدن حلیب
    در بن دندان مار گرزه نوشیدن شرنگ
    تیره (2) غولی روز بر گردن كشیدن خیر خیر
    پیر زالی در بغل شب بر گرفتن تنگ تنگ
    طعمه بر كردن به خشم از كام شیر گرسنه
    صید بگرفتن به قهر از بر تن غضبان پلنگ
    تشنه كام و پا برهنه در تموز و سنگلاخ
    ره بریدن بی عصا فرسنگ ها با پای لنگ
    نقش ها بستن شگرف از كلك مو بر آب تند
    نقب ها كردن پدید از خارتر در خاره سنگ
    صدره آسان تر بود بر من كه در بزم لئام
    باده نوشم سرخ سرخ و جامه پوشم رنگ رنگ
    چرخ گرد از هستی من گر برآرد،گو برآر
    دور بادا دور از دامان نامم گرد ننگ

    هاتف را دختری است بیگم نام كه رشحه تخلّص دارد،و پسری به نام سیّد محمد ملقّب به مجتهد الشعراء،و متخلّص به (سحاب) شاعر ادیب صاحب:
    1. دیوان اشعر؛
    2. تذكره ی رشحات سحاب؛
    3. سحاب البكاء،در مراثی.
    در 1222 فوت شده،و جنازه به نجف اشرف منتقل گردیده است.
    میرزا عبدالغفار پا قلعه ای نیز متخلّص به (سحاب) بوده،و در اواخر قرن 13 و اوایل قرن 14 در اصفهان می زیسته است،و در شوال 1336 وفات یافته است،و لقب مجتهد الشعراء را نیز پس از فوت سحاب به سید حسین مجمر اردستانی از شعرای عهد فتح علی شاه قاجار،متوفّی در 1225 به سن سی و پنج سالگی،صاحب دیوان اشعار
    مطبوع دادند.

    منابع:

    برگرفته از کتاب: اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

    رجال و مشاهیر اصفهان،تألیف میر سید علی جناب،1385،چاپ اول صص 603- 602.
    **دانشمندان و بزرگان اصفهان،تألیف مرحوم مصلح الدین مهدوی،جلد دوم،1384،چاپ اول،صص
    993
    *


    نویسنده : مهدی شرقیان
    تاریخ : چهارشنبه 22 تیر 1390
    نظرات

    رهی معیری
     

    شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع) منصوب گردید. پس از بازنشستگی در کتابخانهٔ سلطنتی اشتغال داشت. وی همچنین در انجمن موسیقی ایران عضویت داشت. رهی علاوه بر شاعری، در ساختن تصنیف نیز مهارت کامل داشت. وی در سالهای آخر عمر در برنامهٔ گلهای رنگارنگ رادیو در انتخاب شعر با داوود پیرنیا همکاری داشت و پس از او نیز تا پایان زندگی آن برنامه را سرپرستی می‌کرد. رهی در طول حیات خود سفرهایی به خارج از ایران داشت که از آن جمله است: سفر به ترکیه در سال ۱۳۳۶، سفر به اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۳۳۷ برای شرکت در جشن چهلمین سالگرد انقلاب اکتبر، سفر به ایتالیا و فرانسه در سال ۱۳۳۸ و دو بار سفر به افغانستان، یک بار در سال ۱۳۴۱ برای شرکت در مراسم یادبود نهصدمین سال در گذشت خواجه عبدالله انصاری و دیگربار در سال ۱۳۴۵، عزیمت به انگلستان در سال ۱۳۴۶ برای عمل جراحی، آخرین سفر وی بود. رهی معیری که تا آخر عمر مجرد زیست، در بیست و چهارم آبان سال ۱۳۴۷ شمسی پس از رنجی طولانی از بیماری سرطان معده بدرود زندگانی گفت و در مقبرهٔ ظهیرالدولهٔ شمیران به خاک سپرده شد.

    نمونه ای از اشعار رهی:

    یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم

    در میان لاله و گل آشیانی داشتم

    گرد آن شمع طرب می سوختم پروانه وار

    پای آن سرو روان اشک روانی داشتم

    آتشم بر جان ولی از شکوه لب خاموش بود

    عشق را از اشک حسرت ترجمانی داشتم

    چون سرشک از شوق بودم خاکبوس در گهی

    چون غبار از شکر سر بر آستانی داشتم

    در خزان با سرو و نسرینم بهاری تازه بود

    در زمین با ماه و پروین آسمانی داشتم

    درد بی عشقی زجانم برده طاقت ورنه من

    داشتم آرام تا آرام جانی داشتم

    بلبل طبعم «رهی» باشد زتنهایی خموش

    نغمه‌ها بودی مرا تا هم زبانی داشتم


     
     
    با یاد مرحوم استاد فیروزی بزرگوار. و با تشکر از اساتید فرهیخته دانشگاه و دبیران دوره دبیرستانم . (آقایان: مرحوم دکتر احمد محدث* پورپاشا * ابراهیمی
    * مهدی زاده *)
    اE-mail:zange.farsi@yahoo.com


    مهدی شرقیان