تبلیغات
***زنگ فارسی ما*** - مطالب قطعه
 
به نظر شما وبلاگ***زنگ فارسی ما*** چه امتیازی می گیرد؟





تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :








Powered by WebGozar


 
 
نویسنده : مهدی شرقیان
تاریخ : شنبه 4 شهریور 1391
نظرات
نام شعر : محتسب...             شاعر : پروین اعتصامی          نوع شعر : قطعه

محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت

مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست

گفت مستی، زان سبب افتان و خیزان می‌روی

گفت جرم راه رفتن نیست، ره هموار نیست

گفت می‌باید تورا تا خانهٔ قاضی برم

گفت رو صبح آی، قاضی نیمه‌شب بیدار نیست

گفت نزدیک است والی را سرای، آنجا شویم

گفت والی از کجا در خانهٔ خمار نیست؟

گفت تا داروغه را گوییم، در مسجد بخواب

گفت مسجد خوابگاه مردم بدکار نیست

گفت دیناری بده پنهان و خود را وارهان

گفت کار شرع، کار درهم و دینار نیست

گفت از بهر غرامت، جامه‌ات بیرون کنم

گفت پوسیده‌است جز نقشی ز پود و تار نیست

گفت آگه نیستی کز سر درافتادت کلاه

گفت در سر عقل باید، بی‌کلاهی عار نیست

گفت می بسیار خوردی زان سبب بیخود شدی

گفت ای بیهوده‌گو حرف کم و بسیار نیست

گفت باید حد زند هشیار مرد مست را

گفت هشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست


نویسنده : مهدی شرقیان
تاریخ : سه شنبه 31 مرداد 1391
نظرات
نام شعر : آسایش بزرگان                    شاعر : پروین اعتصامی          نوع شعر : قطعه

شنیده‌اید که آسایش بزرگان چیست؟

برای خاطر بیچارگان نیاسودن

بکاخ دهر که آلایش است بنیادش

مقیم گشتن و دامان خود نیالودن

همی ز عادت و کردار زشت کم کردن

هماره بر صفت و خوی نیک افزودن

ز بهر بیهده، از راستی بری نشدن

برای خدمت تن، روح را نفرسودن

برون شدن ز خرابات زندگی هشیار

ز خود نرفتن و پیمانه‌ای نپیمودن

رهی که گمرهیش در پی است نسپردن

دریکه فتنه‌اش اندر پس است نگشودن


نویسنده : مهدی شرقیان
تاریخ : شنبه 19 شهریور 1390
نظرات

انواع شعرفارسی - قسمت هشتم- قطعه با مثالی از ایرج میرزا


9-قطعه : نوعی شعر است که مصراع های زوج آن هم قافیه اند و موضوع آن پند و حکمت و غالبا از 3 تا 12 بیت است. شاعران معروف ای نوع شعر: ابن یمین فریومدی ، ایرج میرزا و پروین اعتصامی.
مثال از ایرج میرزا:

ابلیس شبی رفت به بالین جوانی

آراسته با شکل مهیبی سر و بر را

گفتا که منم مرگ و اگر خواهی زنهار

باید بگزینی تو،یکی زین سه خطر را

یا آن پدرِ پیر خودت را بکُش زار

یا بشکنی از خواهر خود سینه و سر را

یا خود ز می ناب بنوشی دو سه ساغر

تا آنکه بپوشم زهلاک تو نظر را

لرزید از این بیم جوان بر خود و جاداشت

کز مرگ فتد به تن ضیغم نر را

گفتا نکنم با پدر و خواهرم این کار

لیکن به می از خویش کنم دفع ضرر را

جامی دو سه می خورد چو شد خیره ز مستی

هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را

ای کاش شود خشک بُن ِ تاک و خداوند

زین مایه ی شر حفظ کند نوع بشر را


نویسنده : عطا
تاریخ : چهارشنبه 22 تیر 1390
نظرات

نام شعر:امروز و فردا        شاعر:پروین اعتصامی                     نوع شعر: قطعه


بلبل آهسته به گل گفت شبی
که مرا از تو تمنائی هست
من به پیوند تو یک رای شدم
گر ترا نیز چنین رائی هست
گفت فردا به گلستان باز آی
تا ببینی چه تماشائی هست
گر که منظور تو زیبائی ماست
هر طرف چهره‌ی زیبائی هست
پا بهرجا که نهی برگ گلی است
همه جا شاهد رعنائی هست
باغبانان همگی بیدارند
چمن و جوی مصفائی هست
قدح از لاله بگیرد نرگس
همه جا ساغر و صهبائی هست
نه ز مرغان چمن گمشده‌ایست
نه ز زاغ و زغن آوائی هست
نه ز گلچین حوادث خبری است
نه به گلشن اثر پائی هست
هیچکس را سر بدخوئی نیست
همه را میل مدارائی هست
گفت رازی که نهان است ببین
اگرت دیده‌ی بینائی هست
هم از امروز سخن باید گفت
که خبر داشت که فردائی
هست


 
 
با یاد مرحوم استاد فیروزی بزرگوار. و با تشکر از اساتید فرهیخته دانشگاه و دبیران دوره دبیرستانم . (آقایان: مرحوم دکتر احمد محدث* پورپاشا * ابراهیمی
* مهدی زاده *)
اE-mail:zange.farsi@yahoo.com


مهدی شرقیان