تبلیغات
***زنگ فارسی ما*** - مطالب حافظ شیرازی
 
به نظر شما وبلاگ***زنگ فارسی ما*** چه امتیازی می گیرد؟





تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :








Powered by WebGozar


 
 
نویسنده : مهدی شرقیان
تاریخ : چهارشنبه 1 آذر 1391
نظرات
نام شعر : سالها دل طلب...                       شاعر : حافظ           نوع شعر : غزل

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد

وآن چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

گوهری کز صدف کُوْن و مکان بیرون است

طلب از گمشدگانِ لبِ دریا می‌کرد

مشکل خویش برِ پیرِ مُغان بردم دوش

کو به تایید نظر حل معما می‌کرد

دیدمش خرم و خندان، قدحِ باده به دست

و اندر آن آینه صد گونه تماشا می‌کرد

گفتم: «این جام جهان بین به تو کِی داد حکیم؟»

گفت: «آن روز که این گنبد مینا می‌کرد»

بی‌دلی، در همه احوال، خدا با او بود

او نمی‌دیدش و از دور “خدایا” می‌کرد

این همه شعبده خویش که می‌کرد اینجا

سامری پیش عصا و ید بیضا می‌کرد

گفت: «آن یار، کز او گشت سر دار بلند،

جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد»

فیض روح القدس ار باز مدد فرماید

دیگران هم بکنند آن چه مسیحا می‌کرد

گفتمش «سلسله زلف بتان از پی چیست؟»

گفت: «حافظ گله‌ای از دل شیدا می‌کرد!»


مرتبط با: شعر , غزل , حافظ شیرازی ,
نویسنده : مهدی شرقیان
تاریخ : چهارشنبه 19 مهر 1391
نظرات
نام شعر : می خواه...                               شاعر : حافظ                             نوع شعر : غزل

می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌جویی

این گفت سحرگه گل بلبل تو چه می‌گویی

مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقی را

لب گیری و رخ بوسی می نوشی و گل بویی

شمشاد خرامان کن و آهنگ گلستان کن

تا سرو بیاموزد از قد تو دلجویی

تا غنچه خندانت دولت به که خواهد داد

ای شاخ گل رعنا از بهر که می‌رویی

امروز که بازارت پرجوش خریدار است

دریاب و بنه گنجی از مایه نیکویی

چون شمع نکورویی در رهگذر باد است

طرف هنری بربند از شمع نکورویی

آن طره که هر جعدش صد نافه چین ارزد

خوش بودی اگر بودی بوییش ز خوش خویی

هر مرغ به دستانی در گلشن شاه آمد

بلبل به نواسازی حافظ به غزل گویی


پرونده:Hafizie3.JPG
فردا (پنجشنبه) روز بزرگداشت حافظ شیرازی است.

اشاره : نام اصلی وی،شمس الدین محمد است و به دلیل حفظ قرآن از بر آن هم در چهارده روایت مختلف  وی را حافظ(حفظ کننده) لقب دادند.

امروزه حافظ را با لقب «لسان الغیب» نیز می شناسیم.

در کودکی پدرش را از دست داد و در نانوایی کار می کرد.

یکی از دلایل اینکه با اشعار حافظ استخاره می کنیم یا فال می گیریم این است که حافظ در اشعار خود از قرآن بسیار استفاده کرده است .

دوران حافظ،دوره ی جنگ ، آشوب ، ریاکاری و دورویی است و این امر حافظ را می رنجاند و این رنجش را در بسیاری از اشعار وی می توان لمس کرد.

حافظ غزل عاشقانه و عارفانه را با هم در آمیخته است که قبل از وی سابقه نداشته است.

 

حافظ  فرزند خود را از دست داده است :

دلا دیدی که آن فرزانه فرزند                          چه دید اندر خم این طاق رنگین

به جای لوح سیمین در کنارش                      فلک بر سر نهادش لوح سنگین

درحدود سال 792 هجری قمری رخت به سرای باقی کشید.


مرتبط با: شعر , حافظ شیرازی , غزل ,
نویسنده : مهدی شرقیان
تاریخ : چهارشنبه 1 شهریور 1391
نظرات
نام شعر : زاهد ظاهر پرست ...              شاعر : حافظ             نوع شعر : غزل

زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست

در حق ما هر چه گوید جای هیچ اِکراه نیست

در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست

در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست

تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند

عرصهٔ شطرنج رندان را مجال شاه نیست

چیست این سقف بلند ساده بسیارنقش؟

زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست

این چه استغناست یا رب؛ وین چه قادر حکمت است؟

کاین همه زخم نهان هست و مجال آه نیست!

صاحب دیوان ما گویی نمی‌داند حساب

کاندر این طُغرا نشان حَسبه لله نیست

هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو بگو

کبر و ناز و حاجب و دربان بدین درگاه نیست

بر در میخانه رفتن کار یک‌رنگان بُوَد

خودفروشان را به کویِ مِی فروشان راه نیست

هر چه هست از قامت ناساز بی‌اندام ماست

ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست

بنده پیر خراباتم که لطفش دایم است

ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست

حافظ ار بر صدر ننشیند ز عالی مَشربیست

عاشق دُردی‌کِش اندر بند مال و جاه نیست


مرتبط با: شعر , حافظ شیرازی , غزل ,
نویسنده : مهدی شرقیان
تاریخ : دوشنبه 16 مرداد 1391
نظرات
نام شعر : سمن بویان                      شاعر : حافظ              نوع شعر : غزل

سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند

پری رویان قرار از دل چو بستیزند بستانند

به فتراک جفا دل‌ها چو بربندند بربندند

ز زلف عنبرین جان‌ها چو بگشایند بفشانند

به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند

نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند

سرشک گوشه گیران را چو دریابند در یابند

رخ مهر از سحرخیزان نگردانند اگر دانند

ز چشمم لعل رمانی چو می‌خندند می‌بارند

ز رویم راز پنهانی چو می‌بینند می‌خوانند

دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد

ز فکر آنان که در تدبیر درمانند در مانند

چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند

بدین درگاه حافظ را چو می‌خوانند می‌رانند

در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند

که با این درد اگر دربند درمانند درمانند


مرتبط با: شعر , حافظ شیرازی , غزل ,
نویسنده : مهدی شرقیان
تاریخ : شنبه 14 مرداد 1391
نظرات
نام شعر : سحر با باد...                شاعر : حافظ              نوع شعر :غزل

سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی

خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی

دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است

بدین راه و روش می‌رو که با دلدار پیوندی

قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز

ورای حد تقریر است شرح آرزومندی

الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور

پدر را بازپرس آخر کجا شد مهر فرزندی

جهان پیر رعنا را ترحم در جبلت نیست

ز مهر او چه می‌پرسی در او همت چه می‌بندی

همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی

دریغ آن سایه همت که بر نااهل افکندی

در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است

خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی

به شعر حافظ شیراز می‌رقصند و می‌نازند

سیه چشمان کشمیری و ترکان سمرقندی


مرتبط با: شعر , حافظ شیرازی , غزل ,
نویسنده : مهدی شرقیان
تاریخ : دوشنبه 19 تیر 1391
نظرات
نام شعر : نیست در شهر...                   شاعر : حافظ                    نوع شعر : غزل

نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد

بختم ار یار شود رختم از این جا ببرد

کو حریفی کش سرمست که پیش کرمش

عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد

باغبانا ز خزان بی‌خبرت می‌بینم

آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد

رهزن دهر نخفته‌ست مشو ایمن از او

اگر امروز نبرده‌ست که فردا ببرد

در خیال این همه لعبت به هوس می‌بازم

بو که صاحب نظری نام تماشا ببرد

علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد

ترسم آن نرگس مستانه به یغما ببرد

بانگ گاوی چه صدا بازدهد عشوه مخر

سامری کیست که دست از ید بیضا ببرد

جام مینایی می سد ره تنگ دلیست

منه از دست که سیل غمت از جا ببرد

راه عشق ار چه کمینگاه کمانداران است

هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ببرد

حافظ ار جان طلبد غمزه مستانه یار

خانه از غیر بپرداز و بهل تا ببرد


مرتبط با: شعر , حافظ شیرازی , غزل ,
نویسنده : مهدی شرقیان
تاریخ : جمعه 9 تیر 1391
نظرات
نام شعر : ما سرخوشان مست...        شاعر : حافظ                  نوع شعر : غزل

ما سرخوشان مست دل از دست داده‌ایم

همراز عشق و همنفس جام باده‌ایم

بر ما بسی کمان ملامت کشیده‌اند

تا کار خود ز ابروی جانان گشاده‌ایم

ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده‌ای

ما آن شقایقیم که با داغ زاده‌ایم

پیر مغان ز توبه ما گر ملول شد

گو باده صاف کن که به عذر ایستاده‌ایم

کار از تو می‌رود مددی ای دلیل راه

کانصاف می‌دهیم و ز راه اوفتاده‌ایم

چون لاله می مبین و قدح در میان کار

این داغ بین که بر دل خونین نهاده‌ایم

گفتی که«حافظ»این همه رنگ و خیال چیست

نقش غلط مبین که همان لوح ساده‌ایم


مرتبط با: شعر , حافظ شیرازی , غزل ,
نویسنده : مهدی شرقیان
تاریخ : دوشنبه 7 فروردین 1391
نظرات

نام شعر : یارم چو قدح به دست گیرد          شاعر : حافظ        نوع شعر : غزل


یارم چو قدح به دست گیرد

بازار بتان شکست گیرد

هر کس که بدید چشم او گفت

کو محتسبی که مست گیرد

در بحر فتاده‌ام چو ماهی

تا یار مرا به شست گیرد

در پاش فتاده‌ام به زاری

آیا بود آن که دست گیرد

خرم دل آن که همچو حافظ

جامی ز می الست گیرد


مرتبط با: شعر , حافظ شیرازی , غزل ,

 
 
با یاد مرحوم استاد فیروزی بزرگوار. و با تشکر از اساتید فرهیخته دانشگاه و دبیران دوره دبیرستانم . (آقایان: مرحوم دکتر احمد محدث* پورپاشا * ابراهیمی
* مهدی زاده *)
اE-mail:zange.farsi@yahoo.com


مهدی شرقیان