تبلیغات
***زنگ فارسی ما*** - مطالب احمد شاملو
 
به نظر شما وبلاگ***زنگ فارسی ما*** چه امتیازی می گیرد؟





تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :








Powered by WebGozar


 
 
نویسنده : مهدی شرقیان
تاریخ : پنجشنبه 16 تیر 1390
نظرات

کاریکلماتور نامی است که احمد شاملو بر نوشته‌های پرویز شاپور گذاشت.

پرویز شاپور

تصویر1_ پرویز شاپور

 این کلمه ابتدا در سال ۱۳۴۷ در مجله خوشه به سردبیری شاملو به کاربرده شد و حاصل پیوند «کاریکاتور» و «کلمه» است. به نظر شاملو، نوشته‌های شاپور کاریکاتورهایی است که با کلمه بیان شده‌است.

احمد شاملو | زنگ فارسی ما

تصویر 2_ احمد شاملو

نمونه‌هایی از کاریکلماتورهای پرویز شاپور :

  • برای اینکه پشه‌ها کاملاً ناامید نشوند، دستم را از پشه‌بند بیرون می‌گذارم.
  • اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان می‌سازم.
  • دلم به حال ماهی‌ها می‌سوزد چون هیچ کس اشکشان را نمی‌فهمد.
  • وقتی عکس گل محمدی در آب افتاد، ماهی‌ها صلوات فرستادند.
  • گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است.
  • به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد.
  • هر درخت پیر، صندلی جوانی می‌تواند باشد.
  • به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است.
  • روی همرفته زن و شوهر مهربانی هستند!
  • غم، کلکسیون خنده‌ام را به سرقت برد.
  • بلبل مرتاض، روی گل خاردار می‌نشیند!
  • قطرهٔ باران، اقیانوس کوچکی است.
  • قلبم پرجمعیت‌ترین شهر دنیاست.
  • به نگاهم خوش آمدی.

  • لینک های مرتبط: کاریکلماتور های دیگر ,
    نویسنده : مهدی شرقیان
    تاریخ : سه شنبه 14 تیر 1390
    نظرات

    نام شعر: برف نو سلام ،سلام                 شاعر: احمد شاملو      نوع شعر: غزل


    برف نو! برف نو! سلام، سلام
    بنشین، خوش نشسته‌ای بر بام

    پاكی آوردی ای امید سپید
    همه آلودگی‌ست این ایام

    راه شومی‌ست می‌زند مطرب
    تلخواری‌است می‌چكد در جام

    اشكواری‌ست می‌كشد لبخند
    ننگواری‌ست می‌تراشد نام

    شنبه چون جمعه، پار چون پیرار
    نقش هم رنگ می‌زند رسام

    مرغ شادی به دامگاه آمد
    به زمانی كه برگسیخته دام

    ره به هموار جای دشت افتاد
    ای دریغا كه برنیاید گام

    تشنه آن جا به خاک مرگ نشست
    کاتش از آب می‌کند پیغام

    کام ما حاصل آن زمان آمد
    که طمع برگرفته‌ایم از کام

    خامسوزیم الغرض بدرود
    تو فرود آی برف تازه سلام!


    مرتبط با: احمد شاملو , شعر , غزل ,
    نویسنده : مهدی شرقیان
    تاریخ : دوشنبه 25 بهمن 1389
    نظرات

    به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم

    خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده.
    زمانی که دمای بدنم را سنجید، دماسنج ۴۰ درجه اضطراب نشان داد.
    آزمایش ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم، تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود
    و آنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.
    به بخش ارتوپدی رفتم چون دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم و آنها را در آغوش بگیرم.
    بر اثر حسادت زمین خورده بودم و چندین شکستگی پیدا کرده بودم
    فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم، چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.
    زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتی است که صدای خدا را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم …!
    خدای مهربان برای همه این مشکلات به من مشاوره رایگان داد و من به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :
    هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم
    قبل از رفتم به محل کار یک قاشق آرامش بخورم .
    هر ساعت یک کپسول صبر، یک فنجان برادری و یک لیوان فروتنی بنوشم.
    زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم .
    و زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده مصرف کنم.
    امیدوارم خدا نعمتهایش را بر شما سرازیر کند:
    رنگین کمانی به ازای هر طوفان ،
    لبخندی به ازای هر اشک ،
    دوستی فداکار به ازای هر مشکل ،
    نغمه ای شیرین به ازای هر آه ،
    و اجابتی نزدیک برای هر دعا .
    جمله نهایی : عیب کار اینجاست که من ” آنچه هستم ” را با ” آنچه باید باشم ” اشتباه می کنم ، خیال میکنم آنچه باید باشم هستم، در حالیکه آنچه هستم نباید باشم .


    زنده یاد احمد شاملو

     


     
     
    با یاد مرحوم استاد فیروزی بزرگوار. و با تشکر از اساتید فرهیخته دانشگاه و دبیران دوره دبیرستانم . (آقایان: مرحوم دکتر احمد محدث* پورپاشا * ابراهیمی
    * مهدی زاده *)
    اE-mail:zange.farsi@yahoo.com


    مهدی شرقیان